می‌ترسیدم عاشقت شده باشم
مثل زمین
که می‌ترسید زیرِ برکۀ کوچکی غرق شود
و آسمان
که می‌دانست یک شب، پرنده‌ای
تمام بادهایش را به مسیرِ دیگری می‌بَرد
می‌ترسیدم
و عشق در تمامِ خواب‌هایم می‌غلتید
می‌ترسیدم
و ملافه‌ها حالتِ تهوّع داشتند
گاهی
برای ترسیدن دیر می‌شود

آنقدر که دست‌هایت را
با تمامِ پنجره‌ها باز می‌کنی
و یادت می‌رود از هر زاویه‌ای پرت شوی
دوباره به آغوش خودت برمی گردی.

می‌ترسیدم عاشقت منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

هر روز بیا سیستم کنترل دسترسی توتکو LOVE YOURSELF دانلود تحقیق گیمر وان حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی هر چی کی بخوای هس